<% dim cr set cr=Server.CreateObject("MSWC.ContentRotator") response.Write(cr.ChooseContent("textads.txt")) %>

باید بازاریابی، بازاریابی بشود



چهره نام آشنای مدیریت بازاریابی در ایران

چکیده گفتگو

جالب است بخوانید که حتی یک معلم هم به بازاریابی نیاز دارد؛ یک کارگر ساده هم می بایست از تکنیک های آن خبر داشته باشد و نیز یک محیط عاطفی، مثل خانواده هم به دانستن فوت و فن های آن محتاج است. حتی وقتی می پرسیم که آیا طیفی در جامعه وجود دارد که از نظرشما به بازاریابی نیاز نداشته باشد، با تاکیدی خاص جواب می دهد که اصلا؛ اصلا، همه به بازاریابی نیاز دارند، آن هم در نهایت برای رسیدن به زندگی بهتر در حالی که هنوز سه چهار پنج روزی تا کنفرانس مدیریت بازاریابی، آن هم سومی اش، فاصله است، در بعد از ظهر روزی که نامش شنبه است و کمتر، ظاهری از زمستان، به رو دارد، از پله های ساختمانی آجرنما در حوالی بلوار دریا و پل مدیریت ، بالا می رویم تا در طبقه دوم آن و در زیر نگاه اریب آفتاب، با یکی از نظریه پردازان مدیریت بازاریابی در ایران که رییس شورای سیاستگذاری سومین کنفرانس بازاریابی هم می باشد، ملاقات کنیم

از سیاستگذاری های کنفرانس شروع کنید
امسال سومین سال برگزاری کنفرانس مدیریت بازرگانی است که ما تغییراتی را بر اساس تجربیات گذشته و شرایط جامعه ، چه ایران و چه جهان در آن به وجود آورده ایم

این تغییرات چه بوده است؟
مهمترین تغییراتی که در این کنفرانس انجام دادیم، عبارت است از دعوت از چند استاد خارجی بصورت حضوری و هم ویدئو کنفرانس، استفاده از مقاله های سفارشی به اساتید برجسته و علاقه مند و از همه مهمتر ، تغییر ساختار خود کنفرانس در اولین روز افتتاحیه

این تغییر ساختار چگونه بوده است؟
امسال ، ما به جای سخنرانی های رسمی ای که در ابتدای این گونه از کنفرانس ها وجود دارد و بیشتر جنبه تشریفاتی دارد، بلافاصله پس از شروع کنفرانس، میزگردی(پنل) را به مدت 2 ساعت اختصاص داده ایم. به این ترتیب که از اساتید مختلف در رشته های مختلف دعوت کردیم که آنها عبارتند از آقای دکتر ایمانی راد، به عنوان استاد اقتصاد که چشم انداز بازارهای دنیا وایران را مطرح می کند و اینکه با توجه به واقعیت هایی که وجود دارد ،برای آینده چه تدابیری باید اتخاذ کرد
آقای منصور مجدم ، از طرف سازمان مدیریت صنعتی به عنوان یک صاحبنظر حضور دارد که هم دارای تجربه آموزشی و هم تجربه کاربردی می باشد. از دیگر اعضای میزگرد، آقای مهندس صحرایی،یکی از مدیران صاحب نام صنعت اند و همچنین آقای دکتر مهدی غضنفری، رییس سازمان تجارت، سیاست ها و برنامه های دولت در امر تجارت را مطرح می نمایند؛ من هم نقطه نظرهایی را ارائه خواهم داد
این میزگرد به مدت حدودا 2 ساعت برگزار می شود که تقسیم بندی زمان در آن طوری هست که همه اعضا ، نقطه نظرهای خودشان را مطرح نمایند. در نتیجه برای کسانی که می خواهند با راهکارها و تاکتیک های بازاریابی آشنا بشوند، این میزگرد فرصت بسیار خوب و مغتنمی است

این میزگرد در سالهای پیشین اجرای کنفرانس مدیریت بازرگانی نبوده است؟
این اولین بار هست که به جای هرگونه سخنرانی رسمی و حتی علمی، مستقیما میزگردی شروع می شود که واقعیت ها را متناسب با نیاز جامعه بیان می کند وهمه اعضای آن هم از فعالان و کارشناسان این حوزه هستند

آیا قرار است که افراد حاضر در این میزگرد، از تجربه های شخصی خود یا سازمان متبوعشان سخن برانند؟
از مدتی قبل بنا شده که دوستان مطالعات کافی در زمینه موضوع داشته باشند؛ منتهی هر کسی در حوزه تخصصی خود مطالعاتش را اعلام می کند. به عنوان مثال اگر آقای دکتر ایمانی راد در زمینه اقتصاد دنیا و ایران صحبت می کند، بر اساس تحقیقاتی که در این حوزه صورت گرفته موضوع را مطرح می نماید. یا همین طور آقای صحرایی که یکی از مدیران پرسابقه و خوشنام صنعت هست، جهت گیریهای سازمان خود و تجربیاتی را که در امر بازاریابی داشته اند را بیان می کند
محور همه این صحبت ها، اقتصاد بازار ایران و جهان و ارائه توصیه ها، راهکار ها و راهبردهای کاری و موثر است

آیا این موضوع ، یعنی موضوع اقتصاد ایران و جهان ، یکی از مجموعه موضوعاتی است که در این کنفرانس و در دیگر میزگردها مطرح می شود؟
بله. اصولا ما معتقد هستیم که بازاریابی یکی از شاخه های اقتصاد هست و بازاریاب بدون شناخت منطقی از بازار نمی تواند حرکت موثر داشته باشد، در نتیجه اگر از انواع استراتژی ها، تکنیک ها و راهکارهای بازاریابی صحبت می شود، بدون آگاهی از واقعیت بازار امروز و شرایط اقتصادی دنیا و ایران، نمی تواند کارساز باشد؛ خلاصه آنکه هدف آن بوده که مباحث مختلف علمی و حتی کارگاهها و دیگر فعالیت هایی که در نظر گرفته ایم، نیم نگاهی به واقعیت ها و حقایق امروز دنیا و ایران داشته باشد. بر این اصل، شروع و بنای کنفرانس امسال را بر شناخت بازار گذاشته ایم و بعد ارائه مطالب علمی و کارگاهها و دیگر موضوعات

س: از موضوعات بگویید
بلافاصله پس از بخش اول که عرض شد و موضوع آن اقتصاد ایران و جهان می باشد، تنفس اعلام می شود و سپس کنفرانس با دیگر صحبت ها در شاخه های علمی به کار خود ادامه خواهد داد. مجموعه ای از موضوعات با محوریت بازاریابی در کارگاهها و مقاله های مختلف نیزارائه خواهد شد

شما در کتاب مدیریت بازاریابی اشاره کرده اید که مدیریت بازاریابی، همان مدیریت تقاضا است. برای مشتاقان حوزه مدیریت صنعتی و مطالعه کنندگان و جویندگان این حوزه و حتی افراد دست اندرکار بازاریابی اشاره نمایید که قصه چیست
ببینید ، اگر خواسته شود که واقعیت را در مورد این رشته بیان کرد، باید گفت که هر رشته و علم و دانش، یک حوزه خاص را دنبال می کند. حوزه اصلی بازاریابی، مدیریت تقاضا و مدیریت مشتری است. یعنی در واقع، مهمترین فعالیت های یک بازاریاب، شناخت شرایط گوناگون تقاضا در بازار و اداره کردن این تقاضاها با توجه به واقعیت های بنگاه است
ما در ادبیات بازاریابی، 8 نوع تقاضا داریم: تقاضای منفی، نبود تقاضا، تقاضای پنهان و دیگر انواع آن و بر اساس هر گونه از این تقاضاها ، بازاریاب باید برنامه ریزی کند و استراتژی خاص آن گونه از تقاضا را برگزیند. در نتیجه وقتی ما صحبت از مدیریت تقاضا می کنیم، باید بگوییم که هر حرکت بازاریابی ، با شناخت تقاضاها در انواع بازارها شروع می شود و در ادامه آن ، اداره کردن تقاضا در بهترین مسیر باید صورت بگیرد

برگردیم به وضعیت حال حاضر مدیریت بازاریابی در ایران. اوضاع را چگونه می بینید؟
بازاریابی در ایران ، ترکیبی از بازاریابی سنتی، اولیه ، نیمه حرفه ای و گذار به بازاریابی حرفه ای و تخصصی است. در نتیجه با توجه به نوع بنگاهها و نوع کالاها و خدمات، بازاریابی شکل ها و شیوه های گوناگونی دارد، اما در یک نگاه کلی باید بگوییم که بازاریابی در ایران ، هنوز در حال طی دوران اولیه و جنینی خود می باشد و اگرچه در کلام، علمی است، اما در عمل هنوز شکل و رنگ و بوی سنتی دارد و در حال گذار از دوران سنتی به دوران نسبتا حرفه ای و نه کاملا حرفه ای می باشد
البته سازمان هایی در ایران هستند که شاید تعجب آور باشد که بگوییم ازبسیاری از استراتژی ها و تکنیک های نوین بازاریابی استفاده می کنند ، اما به موازات آنها، سازمان های دیگری هم هستند که از ابتدایی ترین نکات بازاریابی غافل اند و معمولی ترین اصول بازاریابی در آنها رعایت نمی شود
نکته دیگری که اشاره شد، بحث خدمت و به ویژه سمبل خدمت، یعنی دولت هست. اقتصاد دولتی و حتی کلیه خدماتی که دولت ارائه می دهد، هنوز با بازاریابی علمی فاصله زیادی دارد، یعنی ما در حوزه مدیریت و بازاریابی خدمات نتوانسته ایم که جهت گیری های مناسبی را برای بنگاهها و نهادهای مختلف انتخاب کنیم، ولی به نظر می رسد که با توجه به رقابتی شدن همه فعالیت ها، چه در بخش کالا و چه در بخش خدمات، و مطرح شدن بخش خصوصی فعال، در آینده شاهد تحول در امر بازاریابی و خدمات در ایران باشیم و در نتیجه دولت هم لازم است که با پذیرش فضای رقابت، از ابزارها و استراتژی های مناسب متناسب با این فضای نو استفاده نماید
اصولا این را بدانید که بازاریابی واقعی در دوران رقابت جلوه گر می شود و جلوه و شکل حقیقی بازاریابی حرفه ای زمانی به ظهور می رسد که رقابت بیشتر باشد و پیش بینی می شود که شرایط بازارهای جهانی و حتی ایران در این دهه، شرایط کاملا رقابتی خواهد بود و به تبع آن نیز، کسانی موفق خواهند بود که به جای نشستن و منتظر ماندن برای رقابت، از الان با آموزش ها و یا تحولاتی که به وجود می آورند و نیز انواع و اقسام شیوه های ممکن، بستر سازی برای چگونگی برخورد با واقعیت رقابت در آینده را فراهم نمایند

دو سوال از این بخش از صحبت شما. سوال اول: شما گفتید که ما در دوران اولیه بازاریابی هستیم. بعضی از صاحب نظران این رشته هم اعتقاد دارند که پاره ای از کشورها، مثل کشورهای جنوب شرقی آسیا، الفبای بازاریابی مختص به خود را داشته اند و از روش هایی که ابرقدرت های اقتصادی و سنتی دنیا از آن استفاده کرده اند، سود نبرده اند. آیا شما فکر می کنید که ما نیازمند بازاریابی ای بر اساس مختصات و شرایط خودمان هستیم یا اینکه باید از الگوهای جهانی استفاده کنیم؟
اصل مطلب این است که فعالیت های آینده یک کشور، چگونه باشد. در دنیای آینده، مرزها از میان می رود و در نتیجه ، بنگاهها چه بخواهند و چه نخواهند با بنگاههای جهانی در ارتباط خواهند بود. شما نمی توانید با بنگاههای دنیا ارتباط داشته باشید و آماتور بمانید. شما نمی توانید با الگوهای موفق جهانی کار بکنید و برای خودتان، یک الگوی سنتی را داشته باشید. به عبارتی دیگر ، به نظر من بازاریابی ، یک پدیده اقتضایی است، منتهی بسته به اینکه سازمان های ما با چه نوع بنگاههایی در دنیا ارتباط دارند و با چه وسعت و دامنه ای به کار مشغول هستند، نمی توانند به الگوها ، صورت الگوهایی کلیشه ای و ثابت نگاه کنند، چرا که الگوهای بازاریابی دائما در حال تغییر و تحول خواهند بود و هیچکس در هیچ نقطه دنیا نمی تواند ادعا کند که با یک الگو، یک مدل و یک استراتژی، امکان موفقیت برای آینده را در اختیار دارد. به عبارتی ، بازاریابی آینده، بازاریابی انعطافی است و ساختارها والگوهای بازاریابی هم به هیچ وجه نباید خشک و ثابت بمانند. باید تصمیم بگیریم که در هر دوره و با انواع بازارها، چه الگوهایی را دنبال بکنیم و چه استراتژی هایی را داشته باشیم

پس شما بحث توجه به زمان را مطرح می کنید
توجه به کلیه پدیده های محیطی، بازار، صنعت، بنگاه و مقتضیات بازار و زمانه وبه عبارتی دیگر، مدیریت موفق بازاریابی، حاصل توجه به موقعیت ها و انطباق دادن و سازگار کردن خود با واقعیت های بازار هست

سوال دوم از بخش قبلی صحبت:تاثیر سیاست بر بازاریابی چقدر است؟
بازاریابی ، ارتباط بسیار نزدیکی با مجموعه عوامل محیطی دارد، از جمله محیط سیاسی، قانونی، اقتصادی، فرهنگی ،تکنولوژیکی و رقابتی. در نتیجه بازاریاب نمی تواند بدون توجه و درنظرگرفتن عوامل سیاسی، جهت گیری های دولت، قوانین و مقررات ، انتظار موفقیت داشته باشد و این ارتباط و این نزدیک بودن بنگاهها به عوامل سیاسی و قانونی ، چه در بازار داخلی و چه در هر یک از بازارهای خارجی، جزو پیش نیازهای موفقیت بازاریابان است

برای مدیران بازاریابی ای که قصد دارند در سطح جهانی حضور داشته باشندو به بازارهای جهانی وارد شوند، آیا باید موفقیت در امر بازاریابی بومی و منطقه ای حاصل بشود، بعد آنها به بازارهای جهانی ورود کنند و یا اینکه این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند و می توان مستقیما به حیطه بازارهای جهانی راه پیدا کرد؟
منحنی رشد و پیشرفت و توسعه ،یک منحنی یادگیری و فراگیری است و مناسب ترین جا برای یادگیری اولیه، با کمترین ریسک، بازارهای داخلی است، اما لزوما برای همه بنگاهها واجب نیست که دوره ای را در بازار داخلی طی کنند تا بتوانند در سطح جهانی موفق باشند. نمونه واضح آن ، بازاریابی الکترونیکی است؛ در دنیای الکترونیک و اینترنت خیلی ها هستند که امروز نمی توانند در فضای داخل ایران، حرکت چشمگیری را داشته باشند، اما همین جوان ها و همین نیروی متخصص می توانند در چارچوب بازاریابی الکترونیک ، وارد فضای جهانی بشوند و موفق هم باشند
از طرف دیگر ما در بازارهای سنتی، همین امروزه تولید کننده ای را داریم که 90 درصد محصولاتش صادراتی است، با اینکه بنگاهی کوچک است و چندان هم در بازار ایران تجربه و قدمت ندارد، اما نوع محصول آن و نوع کالایی که دارد، توانسته به او کمک کند که خود را در بازارهای جهانی مطرح کند. در این زمینه باید نکته ای هم مورد توجه باشد که فرق و تفاوت بین تولید جهانی و بازاریابی جهانی مد نظر باشد. بسیاری از این بنگاهها ، فعالیت ها بازاریابی جهانی شان را برون سپاری کرده اند، یعنی فعالیت های بازاریابی را خود تولید کننده انجام نمی دهد و به همین دلیل هم، کمبودهای خودش را در زمینه شناخت بازارهای جهانی، توسط نیروهای متخصص ، چه در بازارهای داخلی ایران و چه در بازارهای خارجی جبران می کند

آیا همیشه استفاده از بازاریاب های خارجی برای شرکت ها مفید است؟
نه همیشه. چرا که وقتی صحبت از بازاریابی بین المللی می شود، یکی از استراتژی های ورود به بازار جهانی، استفاده از گروههای حرفه ای ، چه در ایران و چه در دنیاست؛ حتی در بازار داخلی ممکن است شرکتی وجود داشته باشد که تولیداتش، مناسب بازارهای داخلی نباشد، ولی برای بازارهای خارجی سودمند باشد؛ بنابراین لازم نیست که الزاما در بازارهای داخلی موقعیتی کسب کرده باشند که بخواهند کالای خود را بعد از آن مرحله صادر کنند؛ ولی چون ممکن است که تخصصی برای مقابله با شرکت های خارجی نداشته باشنداز این راه که در تمام دنیا متداول است و همه از آن استفاده می کنند، سود می برند
دنیای امروز، دنیای شبکه هاست؛ دنیای همکاری هاست؛ نه اینکه یک نفر همه کارها را خود به تنهایی انجام بدهد. مهم این است که ما تشخیص بدهیم که کمبودهایمان در کجاست و چه کسانی تخصص آن را دارند و تا چه اندازه در این زمینه می توان به دیگران اعتماد کرد و از این طریق ، مسیر همکاری خود را شفاف کنیم و از تخصص ها و مهارتهای دیگران حداکثر بهره را ببریم

چند نفر مدیر بازاریاب در این کنفرانس شرکت می کنند؟
خوشبختانه روند شرکت در این کنفرانس ، سال به سال بهتر از سال قبل بوده و جالب است به شما بگویم که در همین یکی دو روز گذشته ، بنا به عادت همیشگی ما ایرانی ها که همه چیز را برای لحظه آخر می گذاریم، اوج اسم نویسی برای شرکت در کنفرانس صورت گرفته است. به طوری که تعداد افرادی که در چند روز گذشته مراجعه کرده اند، تقریبا برابر با همه افرادی بوده که در چند ماه گذشته ثبت نام کرده اند. این کنفرانس ، با بیش از هزار شرکت کننده از بخش های مختلف تولیدی ، خدماتی، صنعتی و حتی بخش های دانشگاهی شکل می گیرد و مدیران مختلف ، چه از شرکت های کوچک و متوسط و چه از بنگاههای بزرگ در آن شرکت می کنند که امیدواریم بتوانیم با ارائه موضوعات مختلف و نیز مقاله ها و کارگاههای گوناگون، نیازهای انواع این گروهها را پاسخ بگوییم

کسانی که درکنفرانس های قبل حضور داشتند، به ویژه مدیران بخش بازاریابی ، آیا رهبران بازار بودند؟ یعنی سهم عمده را در بازار داشتند یا اینکه سهم کمتر بازار از سازمان های متبوعشان بود؟
آمارهای شرکت کنندگان و مدیران در کنفرانس های قبلی وجود دارد و تحلیل هم می شود، ولی به طور کلی باید گفت که شرکت های کوچک و متوسط ، استقبال بسیار شدیدی از این کنفرانس کرده اند. شرکت های بزرگ، معمولا همیشه حضور داشته اند، ولی استقبال شرکت های کوچک و متوسط ، بسیار چشمگیر بوده و به نظر می رسد که امسال، ترکیب شرکت کنندگان از همه بخش ها هست که شاید یکی از دلایل آن، شرایط خاص بازار و نیاز آنها به یافتن بعضی از پاسخ ها برای برون رفت از شرایط موجود رو به جلو و آینده است

آیا این کنفرانس باید از سوی رسانه ها مورد پوشش کلی قرار بگیرد؟ یعنی آیا نیاز است که عامه مردم از برقراری آن آگاه باشند یا اینکه یک کنفرانس تخصصی است و حضور شرکت کنندگان تخصصی برای آن بس است و کافی است؟
وقتی یک پدیده به عنوان ضرورت پذیرفته می شود، وظیفه همه ماست که آنرا در جامعه ترویج کنیم. به نظر می رسد که بازاریابی به عنوان ضرورت در اقتصاد ایران، چه در سطح خرد و چه در سطح کلان مطرح شده و اینجاست که نقش رسانه ها و حتی برگزار کنندگان کنفرانس این است که علاوه بر کنفرانس، در انتشار ، توزیع و اطلاعرسانی کنفرانس کوشا باشند. یکی از ضعف هایی که این کنفرانس در گذشته داشته این بوده که خیلی به دنبال ترویج و بازاریابی خود نبوده است، ولی از دید بنده ، وقتی که ما خودمان عنوان می کنیم که این کنفرانس، کنفرانس بازاریابی است، پس باید نتایج کنفرانس و حتی خود آنرا بازاریابی کنیم؛ در نتیجه بسیار شایسته است که از رسانه های مختلف دعوت بشود که در این کنفرانس شرکت کنند و حتی بخش هایی از این کنفرانس ،برای پخش شدن در انواع سازمان ها، از جمله صدا و سیما و مطبوعات کشور انتخاب بشود. چون اگر ما این کار را انجام بدهیم، کمک بسیار زیادی کرده ایم به بسیاری از شرکت ها و بنگاهها که به هر حال در سراسر کشور قرار دارند و امکان حضور آنها به دلایل مختلف در کنفرانس وجود ندارد. بنابراین من معتقدم که امروز ، رسالت همه متخصصان بازاریابی ، از مدیران گرفته تا دانشگاهیان را می توان در دو کلمه خلاصه کرد؛ یعنی آن چیزی که بنده سالها برای خودم تعریف کرده ام و آن بازاریابی بازاریابی است؛ چرا که اگر ما برای خودمان تعریف کنیم که چگونه بازاریابی را بازاریابی کنیم، برای همه مفید است

بازاریابی بازاریابی، بحث را کاملا علمی می کند
بازاریابی بازاریابی، به این معنی است که خود بازاریابی را در ایران بازاریابی کنیم، یعنی معرفی کنیم؛ آگاه بدهیم وعوامل مختلف بازاریابی و علم آن را در انواع آن از رسانه های مختلف از تلویزیون گرفته تا مطبوعات و حتی مراکز مذهبی مان ترویج کنیم؛ مگر این کار چه اشکالی دارد؟
به نظر من ، ما ابتدا باید تعریف درستی از بازاریابی ارائه کنیم؛ از دید بنده ، بازاریابی ، مدیریت داد و ستدهای زندگی است؛ چیزی نیست که فقط مربوط به کالا باشد، بلکه به دین، ورزش ، بهداشت، درمان، آموزش، گردشگری، انواع خدمات و هر حوزه دیگری از زندگی که نگاه کنید، ارتباط دارد و مربوط می باشد. بنابراین ، آگاه بودن به تکنیک ها و فوت و فن های بازاریابی باعث می شود که ما زندگی موفق تری داشته باشیم

چه لزومی دارد که افراد عادی از تکنیک های بازاریابی آگاه باشند؟ چرا که آنها برند مشهور و محبوب خود را می شناسند و هر موقع که بخواهند خرید داشته باشند، به سراغ آن می روند و از برندهای دیگر هم که مورد نظرشان نیست، صرف نظر می کنند
برای روشن شدن موضوع، همیشه بهتر این است که با واقعیت های هر فرد روبرو بشوید. مثلا شما سایتی هستید که الان خدماتی را در چارچوب خدمات الکترونیک، به عده ای علاقه مند ارائه می دهید. شما برای اینکه سایت موفقی داشته باشید، لازم است که مراجعه کنندگان به سایت تان را روز به روز بیشتر نمایید. پس برای موفق شدن باید مخاطبین بیشتری داشته باشید؛ آن هم مخاطبی که سایت را بپذیرید و با آن مرتبا ارتباط برقرار کند. برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب و اینکه چه چیزهایی را می خواهید در سایت قرار بدهید، قبل از هر چیز باید انتظارات ، علاقه ها ،خواسته ها و شرایط مخاطب تان را بسنجید. پس اولین گامی که برای موفقیت سایت تان باید بردارید این است که مخاطب تان کیست و بازار تان در کجاست. بازار شما ، بازار علاقه مندان به حوزه های تبلیغات، بازاریابی و کمپین های تبلیغاتی است. پس برای خودتان بازار را تعریف می کنید؛ مخاطبی تعریف می کنید که خود مخاطبین هم افراد مختلفی هستند. به انواع گروهها توجه دارید؛ اما به بعضی از این گروهها، عنوان مخاطبین هدف می دهید و سرانجام آنکه برای موفقیت باید ابتدا شرایط محیطی مخاطب خود را بدانید و در مرحله بعد در سایت، به تولید کردن مطالب اقدام کنید. هر قدر مطالب سایت، به علائق ، اولویت ها و ارزش های مخاطبان شما نزدیک تر باشد، موفقیت شما و رشد و توسعه سایت شما بیشتر خواهد بود و اگر به این مطلب توجه نکنید، حتی اگر از دید خودتان ، جذاب ترین مطالب را هم قرار بدهید، بعد از مدتی خواهید دید که کسی مراجعه نمی کند و به آن سرک نمی کشد
رمز بازار و بازاریابی در این است؛ چرا که ما می گوییم که بازاریابی سه رکن دارد: بازار شناسی، بازار سازی و بازار داری. نقظه آغاز هر نوع کسب و کار ، از جمله سایت شما، شناخت بازار است و این شناخت، برای خودش تکنیک ها و راهکار ها و ابزارهای خاص دارد. شما هم به عنوان فردی که دارید یک سایت را شروع می کنید، اگر با اشراف به بازاریابی اقدام کنید، به طور قطع بدانید که احتمال موفقیت تان بیشتر خواهد بود

این درست که اگر کسی فعالیت خدماتی یا تولیدی داشته باشد، الزام دارد که از بازاریابی استفاده کند، اما این مساله را ، این احساس نیاز را برای عموم مردم، مثلا یک معلم از قشر فرهنگیان چگونه توضیح می دهید
آفرین؛ به مثال عالی ای اشاره کردید. بنده خودم معلم هستم. همین امروز صبح من در کلاس با بچه ها صحبت می کردم. بنده خدمتی را به نام خدمات آموزشی ارائه می دهم. بنده چه زمانی می توانم در کلاس هایم و در دانشگاه موفق تر باشم؟
برای این هدف، در وهله اول باید مخاطب خودم را تعریف کنم: مخاطبان من دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری یا مدیران کشور هستند؛ انتظارات این گروهها مثل همدیگر نیست و اگر بنده بخواهم مورد پذیرش آنها قرار بگیریم، رمز موفقیت ، ارتباط دائمی با آنها، شناخت انتظارات و خواسته های آنها و پاسخگویی به آنها از طریق آموزش های مناسب و به دردبخور است. پس حتی من به عنوان یک معلم، اگر بخواهم خدمتی را که ارائه می دهم مورد، پذیرش قرار بگیرد و به عنوان یک برند مطرح بشود، در اولین گام باید مراحل بالا را طی کنم و بعد خدمات خود را تعمیم بدهم
هر انسانی، از یک دانشجو و کارگر گرفته تا هر نوع آدم حرفه ای ، در بنگاههای کوچک و متوسط و بزرگو به طور کلی در هر حال ، کالا، خدمت یا پدیده ای را داد و ستد می نماید و حتما باید به این نکته توجه نماید که رمز موفقیت داد و ستد، آگاه بودن با پدیده مدیریت داد و ستد یا در یک واژه ، مدیریت بازاریابی است

پس به نظر شما هیچ طیفی وجود ندارد که نیاز به بازاریابی نداشته باشد؟
بله. بنده تعریفم از زندگی این است که زندگی یک محدوده زمانی به نام عمر ، با انواع داد و ستدها برای رفع نیاز خود و دیگران است. اگر به این تعریف دقت کنید، عمق بازاریابی را خواهید دانست. پس ما برای رفع نیاز خود و دیگران، یا خریدار هستیم و یا فروشنده؛ چرا که در داد و ستدها شرکت می کنیم. پس موفقیت داد و ستد از محبت تا علم، از خدمت تا کالا و در کل در هر پدیده ای به آن است که بهتر همدیگر را بشناسیم؛ بهتر همدیگر را ارضا کنیم و این از نکاتی است که بازاریابی به ما می آموزد که چگونه هم خود را بشناسی و هم در پاسخگویی به نیازهای خود و دیگران، گامهای موثرتری برداری

آیا این جمله را قبلا هم مطرح نموده اید یا اینکه برای اولین بار است که در سایت ما به آن اشاره می نمایید؟
این موضوع را به اشکال دیگر، در نوشته ها و جملاتم ارائه نموده ام؛ خلاصه بگویم که بازاریابی ، مرز ندارد؛ نه مرز انسان، سازمان، مکان و زمان. بنابراین هر قدر شناخت متقابل بهتر باشد و ارتباط دقیقتر و بهتری وجود داشته باشد، نتیجه داد و ستد برای هم خریدار و هم فروشنده ، بهتر و موثرتر است که در نهایت به زندگی بهتر منجر می شود ؛ زندگی ای توام با آرامش و رضایت
بنده در آخرین سخنرانی خود پدیده ای را به نام بازاریابی دستآوردی مطرح کردم و منظورم آن بوده که بازاریابی واقعی آن است که همه چیز را از نقطه پایان آغاز کند ؛ چرا که نقطه پایان همه داد و ستدها، رضایت، خشنودی و آرامش است. اگر ما با این دید، در هر جایی که هسیتم به بازار و مخاطب نگاه کنیم، از اول کار سعی می کنیم که درست عمل نماییم، خوب فکر کنیم و مسیرها را درست انتخاب نماییم و در خود مسیر هم ، حرکت بهتری داشته باشیم و در نتیجه با آگاهی و هوشیاری و هوشمندی، پاسخگوی مخاطبین خود در انواع و اقسام آن باشیم که اگر به این هدف رسیدیم، خودمان خوشنام می شویم، یعنی همان چیزی که در ادبیات بازاریابی به آن راضی ساختن مخاطب و پایدار بودن در صحنه می گوییم
در پایان اشاره کوچکی می نمایم که بازاریابی ،حتی در خانواده هم وجود دارد؛ چرا که من زمانی با همسر و فرزندم ارتباط بهتری برقرار می کنم که نیازها ، هدف ها و خواسته های آنها را بدانم تا در نهایت، پاسخ بهتری برای آنها داشته باشم وهر قدر این نکات را در زندگی، چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان یک سازمان ، بهتر رعایت کنیم، موفق تر خواهیم بود