بازاریابی در ایران ، ترکیبی از بازاریابی سنتی، اولیه ، نیمه حرفه ای و گذار به بازاریابی حرفه ای و تخصصی است. در نتیجه با توجه به نوع بنگاهها و نوع کالاها و خدمات، بازاریابی شکل ها و شیوه های گوناگونی دارد، اما در یک نگاه کلی باید بگوییم که بازاریابی در ایران ، هنوز در حال طی دوران اولیه و جنینی خود می باشد و اگرچه در کلام، علمی است، اما در عمل هنوز شکل و رنگ و بوی سنتی دارد و در حال گذار از دوران سنتی به دوران نسبتا حرفه ای و نه کاملا حرفه ای می باشد
البته سازمان هایی در ایران هستند که شاید تعجب آور باشد که بگوییم ازبسیاری از استراتژی ها و تکنیک های نوین بازاریابی استفاده می کنند ، اما به موازات آنها، سازمان های دیگری هم هستند که از ابتدایی ترین نکات بازاریابی غافل اند و معمولی ترین اصول بازاریابی در آنها رعایت نمی شود
|
|
در دنیای آینده، مرزها از میان می رود و در نتیجه ، بنگاهها چه بخواهند و چه نخواهند با بنگاههای جهانی در ارتباط خواهند بود. شما نمی توانید با بنگاههای دنیا ارتباط داشته باشید و آماتور بمانید. شما نمی توانید با الگوهای موفق جهانی کار بکنید و برای خودتان، یک الگوی سنتی را داشته باشید. به عبارتی دیگر ، به نظر من بازاریابی ، یک پدیده اقتضایی است، منتهی بسته به اینکه سازمان های ما با چه نوع بنگاههایی در دنیا ارتباط دارند و با چه وسعت و دامنه ای به کار مشغول هستند، نمی توانند به الگوها ، صورت الگوهایی کلیشه ای و ثابت نگاه کنند، چرا که الگوهای بازاریابی دائما در حال تغییر و تحول خواهند بود و هیچکس در هیچ نقطه دنیا نمی تواند ادعا کند که با یک الگو، یک مدل و یک استراتژی، امکان موفقیت برای آینده را در اختیار دارد. به عبارتی ، بازاریابی آینده، بازاریابی انعطافی است و ساختارها والگوهای بازاریابی هم به هیچ وجه نباید خشک و ثابت بمانند. باید تصمیم بگیریم که در هر دوره و با انواع بازارها، چه الگوهایی را دنبال بکنیم و چه استراتژی هایی را داشته باشیم
|
|
بنده خودم معلم هستم. همین امروز صبح من در کلاس با بچه ها صحبت می کردم. بنده خدمتی را به نام خدمات آموزشی ارائه می دهم. بنده چه زمانی می توانم در کلاس هایم و در دانشگاه موفق تر باشم؟
برای این هدف، در وهله اول باید مخاطب خودم را تعریف کنم: مخاطبان من دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری یا مدیران کشور هستند؛ انتظارات این گروهها مثل همدیگر نیست و اگر بنده بخواهم مورد پذیرش آنها قرار بگیریم، رمز موفقیت ، ارتباط دائمی با آنها، شناخت انتظارات و خواسته های آنها و پاسخگویی به آنها از طریق آموزش های مناسب و به دردبخور است. پس حتی من به عنوان یک معلم، اگر بخواهم خدمتی را که ارائه می دهم مورد، پذیرش قرار بگیرد و به عنوان یک برند مطرح بشود، در اولین گام باید مراحل بالا را طی کنم و بعد خدمات خود را تعمیم بدهم
هر انسانی، از یک دانشجو و کارگر گرفته تا هر نوع آدم حرفه ای ، در بنگاههای کوچک و متوسط و بزرگو به طور کلی در هر حال ، کالا، خدمت یا پدیده ای را داد و ستد می نماید و حتما باید به این نکته توجه نماید که رمز موفقیت داد و ستد، آگاه بودن با پدیده مدیریت داد و ستد یا در یک واژه ، مدیریت بازاریابی است
|
|
بازاریابی بازاریابی، به این معنی است که خود بازاریابی را در ایران بازاریابی کنیم، یعنی معرفی کنیم؛ آگاه بدهیم وعوامل مختلف بازاریابی و علم آن را در انواع آن از رسانه های مختلف از تلویزیون گرفته تا مطبوعات و حتی مراکز مذهبی مان ترویج کنیم؛ مگر این کار چه اشکالی دارد؟
به نظر من ، ما ابتدا باید تعریف درستی از بازاریابی ارائه کنیم؛ از دید بنده ، بازاریابی ، مدیریت داد و ستدهای زندگی است؛ چیزی نیست که فقط مربوط به کالا باشد، بلکه به دین، ورزش ، بهداشت، درمان، آموزش، گردشگری، انواع خدمات و هر حوزه دیگری از زندگی که نگاه کنید، ارتباط دارد و مربوط می باشد. بنابراین ، آگاه بودن به تکنیک ها و فوت و فن های بازاریابی باعث می شود که ما زندگی موفق تری داشته باشیم
|
|